تبليغاتX
سایه ی دوست

سایه ی دوست

 

 

وقتی چیزی دیگر برایت مهم نیست چه فرقی میکند باشد یا نباشد؟

بشود یا نشود؟

 

همیشه دوست داشتم بی تفاوت باشم به خیلی از مسائل...

تا حدودی هم موفق بودم و شدم

ولی تازه فهمیدم بی تفاوتی درد بزرگی است...

همیشه خواستن و مهم بودن مسئله ای باعث حرکت به سمت جلو می شود ولی

وقتی بی تفاوتی باشد حرکتی هم به جلو یا حتی عقب نیست!

 بی تفاوتی و نا امیدی رابطه ی تنگاتنگی باهم دارند.

پ.ن:

ما به اميد عطاي تو چنين بي کاريم

 کار ما را به اميد دگران نگذاري


+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت10:36 PMتوسط هدی |
شکر

 

 

 

تا حالا شده از مسئله ای تو زندگیت ناراحت باشی

 و غصه بخوری و با خدا تو دلت نجوا کنی و شاید بعضی موقع ها

طاقتتم تموم شده باشه و شروع به گله و شکایت کنی 

 ولی مسئله ی دیگری برات پیش بیاد

و بفهمی و یادت بیاد که خدا خیلی چیزا بهت داده که هر کدومش شکری واجب داره

 و پیشش شرمنده بشی و به سجده بری و بگی:

 خدایا شکرت!

پی نوشت:

انسان موجودی بس حریص است...

همیشه دنبال بیشتر هست

اگر آدم حرص و طمع نداشت

از بهشت به عالم دنیا سقوط نمی کرد.

بیشتر اوقات از وضع موجودش راضی نیست...

و چه بسا در برابر نعمات خدا بس فراموشکار است!

امیدوارم خداوند زبان و اعمالی شکرگزار نصیب ما کند.

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت10:33 PMتوسط هدی |
مثل تو

 

 

خیلی سخته که همه چیز و همه کس برات غریبه باشه...

خیلی سخته با دیگران باشی ولی احساس غریبی کنی....

خیلی سخته که لبخند بزنی ولی از ته دل نباشه...

خیلی سخته کلی حرف تو دلت داری و

حتی به خودت این  اجازه رو نمیدی در ذهنت با کلمات ردیف شوند...

خیلی سخته به کسی اطمینان نداشته باشی حتی به خودت!

خیلی سخته همیشه با عقلت تصمیم بگیری نه با احساس!

خیلی سخته هیچ کس مثل تو نباشد!

 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت10:17 PMتوسط هدی |
صبر

 

وقتي روز قيامت برپا مي‌‌شود، به آنان كه در راه خدا به شهادت رسيده‌اند،

خطاب مي‌‌رسد كه وارد بهشت شويد،

 وقتي از در بهشت وارد مي‌‌شوند،

مي‌‌بينند كه جمعي جلوتر از آنها وارد بهشت شده‌اند

و بر صدر مجلس بهشت نشسته‌اند.

شهيدان به درگاه خدا عرض مي‌‌كنند:

پروردگارا! ما جان را نثار پيشگاه تو كرديم و بر اثر اين كار فرزندان‌مان يتيم و همسران‌مان بيوه شده‌اند و از درگاهت سوال داريم،

علت چيست كه اين عده قبل از ما وارد بهشت شده‌اند

و بر جايگاه بالا و صدر بهشت مسكن گزيده‌اند؟ از طرف خداوند مهربان و

 كريم به آنان خطاب مي‌‌شود كه اينها مستمندان و گرفتاران امت محمد (ص) هستند.

شما در همه عمر يك بار به تيغ جفاي كفار گرفتار شده‌ايد

و به شهادت نائل شديد ولي اينها

روزي صد بار با تيغ بلا و تير امتحان بلا شربت شهادت را مي‌‌نوشيدند

 و در عين حال صبر را پيشه مي‌كردند و مي‌‌گفتند: «و اصبر علي ما اصابك»

و آيات صبر را زمزمه مي‌‌كردند و دائما مي‌‌گفتند:

« بسم‌الله الرحمن الرحيم والعصر ان الانسان لفي خسر...»

 در نتيجه درجه شهادت شما به درجه صبر آنها نمي‌‌رسد.

(سفينة البحار ج 2)

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت10:22 PMتوسط هدی |
دوست

 

 

آقا گمانم من شما را دوست...

حسی غریب و آشنا را دوست...

نه نه! چه می گویم فقط این که

آیا شما یک لحظه ما را دوست...

منظور من این که شما با من...

من با شما این قصه ها را دوست...

ای وای! حرفم این نبود اما

سردم شده آب و هوا را دوست...

حس عجیب پیشتان بودن

نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...

از دور می آید صدای پا

حتا همین پا و صدا را دوست...

این بار دیگر حرف خواهم زد

آقا گمانم من شما را دوست...

نیلوفر عاکفیان 

 پی نوشت:

دیروز روز قشنگی بود

یه جمعه ی رویایی...

۸۸.۸.۸

ولی من..نه ..خیلی از ماها شاید یه امید مشترک داشتیم ...

یه آروزی مشترک...

و اون این بود که آقا،امام عصر(عج)

صاحب الزمان(عج)

ظهور کنند..

بازم یه جمعه  گذشت و او نیامد...

جمعه ای که شاید خیلی ها بهش چشم امید بسته بودند...

اما....

ولی شیعه هیچ وقت ناامید نمی گردد ...

باز هم صبر میکنیم و چشم امید به آمدنش می دوزیم...

 صبح نزدیک است ...

 

+نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت8:46 AMتوسط هدی |